تبلیغات
Tortured Insanity - گیر دادن به : دنیا و وضعیتش
Tortured Insanity
Take ME Faraway...

سلام بر دوستان

نگران نباشید. نویسنده این بلاگ هنوز زنده هست و دست به خودکشی نزدهSmiley

البته بعید نیست که به همین زودی ها دست به کار بشهSmiley

عجب روزگاری شده ها. می بینید تو رو خدا. روزی نیست که پیچ این تلویزیون رو باز نکنی و از دسته گل های سران مملکتی گرفته تا مردن چند ده هزار نفر در اثر درگیری های مسلحانه و سیل و قحطی و امثالهم نشنوی. به سر دنیا داره چی میاد. مهمتر از اون این آدما دارن چه غلطی میکنن. چرا هیچ کس مغزش درست کار نمیکنه. یادمه یه سریالی رو که دنبال میکردم(فکر کنم X-Files بودش) ، یه بعد داستان این بود که این فضایی های از خدا بیخبر طی یک نقشه حساب شده قصد داشتن  نوع بشر رو در یک مدت طولانی (چیزی حدود 100-150 سال) به مرور عقیم کنن و در نتیجه از صحنه روزگار محوش کنن. داره به سرم میزنه که نکنه همچین چیزی واقعا در جریان باشه. حالا عقیم نکردن، دارن رسما همه رو نابود میکنن. والا مخ ما هم دیگه جواب کرده.

 خیلی وقتا جواب جلوی چشم آدم هاست اما داریم تو آسمونا دنبالش میگردیم.برای ساده ترین مساله ها، سخت ترین راه حل ها رو در پیش میگیریم. به خود خدا (که اگر اون بالاهاست) قسم نمیدونم دیگه چی بگم. آدم 4 شاخ میمونه. این بشر داره چکار میکنه. دسته دسته آدم دارن به انواع اقسام مختلف نابود میشن (از گرسنگی و بیماری در افریقا گرفته تا قاچاق انسان، روسپیگری و...) هیچ کس صداش در نمیاد و دیگه طبیعی شده، اما اگر 5 تا نهنگ لب ساحل بمیرن تمام شبکه های خبری دنیا منعکسش میکنن. 10 برابر برنامه های انسان دوستانه بین المللی، برنامه برای حفظ گونه های جانوری داریم. نمیگم کار بیهوده ای هست اما خوب جان یک انسان (به خصوص یک زن یا کودک) مسلما ارجحیت داره. شما به من بگین. منطق کجاست؟

به قول یکی از همین بند های موسیقی خارجی که " وضع طوری شده که باید به خودت هم مدام بگی " I'm Not Insane " تا بتونی Sanity رو حفظ کنی. "

همه اونایی هم که هنوز مجنون نشدن خوب میدونن که عاقبت الامر چه خواهد بود.

ما هم همچنان در عجبیم و دل به این کلام خوش کرده ایم که :

 

گفتم این چیست بگو، زیر و زبر خواهم شد  /  گفت می باش چنین، زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانه پر نقش خیال  /  خیز از این خانه برو، رخت ببند، هیچ مگو

 

فعلا. 


[]
نوشته شده توسط Tortured Insanity در جمعه 27 اردیبهشت 1387 و ساعت 05:05 ق.ظ [+] | نظرات ()
خوش آمدید
آنچه در اینجا می خوانید تراوشات یک ذهن خسته است که به جنون نزدیک شده، شاید هم مجنون شده و ما خبر نداریم.
بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
ایجاد صفحه: - ثانیه

  

طراح قالب
Powered By
MihanBlog